من برگشتم چون یه دوست هنوز بهم احتیاج داره
خدايا
آسان بودن دشوار است
آسانم كن
خداوندا كلام تو بودن دشوار است
بارانم كن
خدايا
خداوندا
آن نيستم كه بايد
آنم كن
چی بگم ابری و بارون نمیشی دردو می فهمی و درمون نمیشی
خیلی وقته میبینم زیرآوارجنون منومیبینی وویرون نمیشی
دل دیونه خرابم میکنی چرا مثل قدیمام خوب نمیشی
سر به صحرا میزاری منو تنها میزاری
لاله ی باغ کدوم گمشده ای چرا بین گلا پپنهون نمیشی
ای وای چرا بین گلا پنهون نیشی؟
وقتی بارون میزنه شاخها میشکنه
دل تنها چراتومثل گنجیشکا پریشون نمیشی من ومیبینی وحیرون نمیشی
چی بگم ابری وبارون نمیشی درد و میفهمی ودرمون نمیشی
جی بگم با کی بگم راز تو را داری آتیش میگیری خون نمیشی
من که هر شب تا سحر قصه ی عشق و توگوشت میخونم
واسم افسانه ای افسون نمیشی تو بزرگی مثل دنیای خیال آدما
دل زخمی ناله ی دشت بلا نکنه غصه ی لیلی و داری
واسه این قصه ها مجنون نمیشی